[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

پارسی باکس     وبلاگ تیم پشتیبانی
بهشت نت
نرم افزار،کلیپ موبایل،تحقیق،مقاله،تحقیق آماده،مقاله تخصصی،تحقیق رایگان،مقاله رایگان،مقالات حقوقی،مقاله ورزشی،ورزشی،مقاله قرآنی،قرآن،تحقیق قرآنی
منوی اصلی


نظر سنجی


پیوند ها


آمار

بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 3 ‍
بازدید این ماه : 111
بازدید امسال : 230
بازدید کل : 230
تعداد پست ها : 10
تعداد لینک های لینکستان : 12
تعداد نظر سنجی های وبلاگ : 0

استفتائات مراجع در مرگ مغزى (1)
 

استفتائات مراجع در مرگ مغزى (1)

 

 

1. امام خمینى

پس از عرض سلام با کمال احترام به عرض مى رساند:

 

 

 

سئوال : امروز در دنیا مسئله مرگ مغزى پذیرفته شده است و در صورتى که در فردى با کمک معاینات و آزمایشات مخصوصى مرگ مغز مسلم شود زندگى او خاتمه یافته تلقى مى شود و ادامه موقت زندگى نباتى چنین فردى به کمک دستگاه تنفس مصنوعى و داروها میسر است و از اعضایى نظیر قلب و کبد این افراد براى پیوند به بیماران و نجات جان آنان استفاده مى شود. لطفاً نظر مبارک را در مورد انجام چنین اعمال جراحى و برداشتن اعضاى افراد با مرگ مسلم مغزى بیان فرمایید.

 

 

 

جواب : بر فرض مذکور چنان چه حیات انسان دیگرى متوقف بر این باشد, با اجازه صاحب قلب یا کبد و امثال آن جایز است.(1)

 

 

 

سئوال : اگر میّتى مشکوک باشد که مسلم است یا کافر و راهى براى حکم به اسلام او نباشد, تشریح آن جایز است یا خیر؟

 

 

 

جواب :مانع ندارد.

 

 

 

سئوال : من یک شوهرى دارم که بینایى خود را از دست داده است, آیا مى توانم یک چشم خودم را به او تقدیم کنم؟ زیرا او دوست دارد در این انقلاب بزرگ نقشى داشته باشد و در راه انقلاب کوشش نماید.

 

 

 

جواب :در فرض مرقوم جایز نیست.

 

 

 

 

 

 

 

 

سئوال : آیا برداشتن چشم از افراد متوفاى مجهول الهویّه که در کشور اسلامى در میان سردخانه هاى بیمارستان مدتى نگه دارى مى شوند و بازماندگان و اقوام آن ها به سراغ اجساد نمى آیند و پیوند زدن (قرنیه) قسمتى از چشم آن ها با چشم بیمارانى که نیاز به این نوع عمل جراحى دارند اشکال دارد یا خیر؟

 

 

 

جواب :اگر کفر او احراز نشده جایز نیست.

 

 

 

سئوال : معمول است اشخاصى که کلیه ها یا سایر اعضاى آن ها فاسد مى شود, دیگرى, آن عضو از بدن خود را به آن شخص اعطا مى کند, آیا شرعاً شخص مى تواند یک کلیه یا یک چشم یا عضو دیگرى را که دو تا هست به دیگرى اعطا نماید یا خیر؟

 

 

 

جواب :اگر حیات دیگرى منوط به آن باشد و خطر جانى متوجه اعطا کننده نشود اشکال ندارد.

 

 

 

سئوال : نظر به نیاز بیماران به پیوند اعضا, به خصوص کلیه, نظر حضرت عالى چیست؟

 

 

 

جواب :اگر بیمار در خطر جانى باشد پیوند براى حفظ جان مسلمان مانع ندارد و تا از بدن غیرمسلمان ممکن است عضو مورد نیاز برداشته شود, از مسلمان جایز نیست.

 

 

 

سئوال : جراحى غددى که در بدن مى باشد و ضررى هم ندارد شرعاً چگونه است؟ جراحى بینى و یا گوش جهت زیبایى شرعاً چه حکمى دارد؟

 

 

 

جواب :مانع ندارد.

 

 

 

سئوال : قطع عضوى از میّت جهت پیوند عضو به شخصى زنده در صورتى که میّت مسلمان باشد جایز نیست, مگر این که حیات شخص زنده متوقف بر آن باشد و امّا اگر حیات عضو او متوقف بر پیوند باشد ظاهراً جایز نمى باشد, پس اگر آن را قطع کند گناه کرده و بر او دیه مى باشد. این در صورتى است که قطع آن را اذن ندهد و اما اگر در آن اذن دهد در جواز آن اشکال است, لیکن بعد از اجازه دیه بر او نیست, اگر چه قائل به حرمت آن شویم و اگر میّت اذن نداده باشد, آیا اولیاى او حق دارند اجازه برداشت عضو بدهند یا نه؟ ظاهر آن است که چنین حقى ندارند, پس اگر به اذن اولیاى میت عضو او را قطع کند معصیت کرده و بر او دیه مى باشد.

 

 

 

جواب : قطع عضو میّت غیرمسلمان براى پیوند زدن مانعى ندارد, لیکن بعد از آن, اشکال در نجاست آن واقع مى شود و این که میته است و نماز در آن صحیح نیست و ممکن است گفته شود در جایى که حیات در آن حلول نماید از عضویت میت خارج مى شود و عضو زنده مى گردد, پس پاک و زنده مى شود و نماز در آن صحیح است, و هم چنین اگر عضوى از حیوان قطع شود ولو نجس العین باشد و پیوند شود, پس به حیات مسلمان زنده مى شود.

 

 

 

سئوال : اگر به جواز قطع و پیوند با اذن صاحب عضو در زمان حیاتش قائل شویم ظاهر آن است که بیع آن جایزمى باشد تا بعد از مرگش از آن استفاده شود, و اگر به جواز اذن اولیاى میت قائل شویم نیز جواز فروش آن جهت استفاده از آن بعید نیست. در این صورت باید ثمن را براى خود میّت خرج کرد و با آن یا دین او را ادا کرد و یا از طرف میت در خیرات مصرف کرد و وارث حقى در آن ندارد.

 

 

 

جواب : اگر حفظ جان مسلمانى موقوف باشد بر پیوند عضوى از اعضاى میّت مسلمانى, جایز است قطع آن عضو و پیوند آن و بعید نیست دیه داشته باشد و آیا دیه بر قطع کننده است یا بر مریض محل اشکال است, لکن طبیب مى تواند با مریض قرار دهد که او دیه را بدهد و اگر حفظ عضوى از مسلمان موقوف باشد بر قطع عضو میت در این صورت بعید نیست جایز نباشد و اگر قطع کند دیه دارد, لکن اگر میت در حال زندگى اجازه داد ظاهراً دیه ندارد, لکن جواز شرعى آن محل اشکال است و اگر خود او اجازه نداد, اولیاى او بعد از مرگش نمى توانند اجازه بدهند و دیه از قطع کننده ساقط نمى شود و معصیت کار است.

 

 

 

سئوال : قطع عضو میّت غیرمسلمان براى پیوند, حرام نیست و دیه ندارد, لکن اگر پیوند کرد اشکال در نجاست آن و میته بودن آن براى نماز واقع مى شود, اگر میته انسانى در نماز اشکال داشته باشد. بنابراین اشکال در میته مسلمان نیز هست و اشکال نجاست اگر قبل از غسل قطع نمایند نیز هست, لکن مى توان گفت که اگر عضو میت پس از پیوند حیات پیدا کند از عضویت میّت مى افتد و به عضویت زنده در مى آید و نجس و میته نیست, بلکه اگر عضو حیوان نجس العین نیز پیوند شود و زنده به حیات انسان شود از عضویت حیوان خارج و به عضویت انسان در مى آید.

 

 

 

جواب : اگر قطع عضو را بعد از مردن جایز دانستیم, بعید نیست که در حال حیات فروش آن جایز باشد و انسان بتواند اعضاى خودش را براى پیوند بفروشد در مواردى که قطع جایز است, بلکه جواز فروش تمام جسم براى تشریح در موردى که جایز است, خیلى بعید نیست, اگر چه بى اشکال نیست, لکن گرفتن مبلغى براى اجازه دادن در مورد جواز مانع ندارد.(2)

 

 

2. آیت اللّه محمدتقى بهجت

 

 

سئوال : تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند. در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است. با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند, مستدعى است ارشاد فرمایید (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل):

 

1ـ آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟ آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نیازمند پیوند عضو براى جواز قطع عضو, کافى است یا اذن قبلى و وصیت صاحب عضو نیز لازم است؟ آیا اطرافیان میّت مى توانند پس از مرگ چنین اجازه اى بدهند؟

 

در صورت توقف حیات مریضهایى بر این کار, با احتیاط در استیذان از ورثه و استیذان از حاکم شرع, و تحقق موت حقیقى اشکال ندارد و صرف موت مغزى کفایت نمى کند.

 

2ـ آیا انسان مى تواند در زمان حیات خود با امضاى کارتى رضایت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پیوند به انسان هاى مسلمان نیازمند اعلام نماید؟

 

حکم در مورد مرگ مغزى گذشت که موت حقیقى و استیذان لازم است.

 

3ـ آیا در موارد جواز قطع اعضا دیه ثابت است یا ساقط مى شود؟ در صورت ثبوت دیه, پرداخت آن برعهده کیست؟ پزشک یا بیمار؟ موارد مصرف دیه مذکور کدام است؟

 

در تقدیر جواز هم, دیه یا ارش ثابت است و دیه قطع اعضا میّت صرف در خیرات مى شود و بر کسى ثابت است که قطع کرده است.

 

q اگر شخصى بخواهد عضوى از اعضاى بدن خود; مثلاً کلیه را به دیگرى بدهد و یا وصیت کند که بعد از مردن خود, آن عضو در مقابل پول یا مجانى برداشته و به دیگرى داده شود, در صورتى که نجات مسلمانى متوقف بر آن عضو باشد; یعنى راه نجات آن مسلمان منحصر در دادن عضو به او باشد و تهیه آن از غیرمسلمان هم ممکن نباشد اشکالى ندارد.(3)

 

 

3. آیت اللّه میرزا جواد آقا تبریزى

 

 

سئوال : تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند, در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است. با عنایت به این که این اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند, مستدعى است ارشاد فرمایید (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل):

 

1ـ آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟

 

2ـ آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نیازمند, پیوند عضو براى جواز قطع عضو, کافى است یا اذن قبلى و وصیت صاحب عضو نیز لازم است؟

 

3ـ آیا اطرافیان میّت مى توانند پس از مرگ چنین اجازه اى بدهند؟

 

4ـ آیا انسان مى تواند در زمان حیات خود با امضاى کارتى رضایت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پیوند به انسان هاى مسلمان نیازمند اعلام نماید؟

 

5ـ آیا در موارد جواز قطع اعضا دیه ثابت است یا ساقط مى شود؟

 

6ـ در صورت ثبوت دیه, پرداخت آن برعهده کیست؟ پزشک یا بیمار؟

 

7ـ موارد مصرف دیه مذکور کدام است؟

 

قطع اعضاى مسلمان مبتلا به مرگ مغزى و پیوند زدن آن به بدن شخص دیگر اشکال دارد و اذن صاحب عضو در زمان حیات و اعلام رضاى او اثرى در حکم ندارد, و وصیت به امر مزبور نافذ نیست و اولیاى میّت چنین حقى ندارند که اجازه قطع اعضاى او را بدهند و در صورت قطع اعضاى مبتلا به مرگ مغزى دیه آن بر قطع کننده است و به حسب سهام ارث بین ورثه میّت تقسیم مى شود.

 

 

 

سئوال : یرى الاطباء ان الموت یتحقق بموت القوة العاقلة, حتى لو کان القلب لم یتوقف تماماً عن النبض والحرکة ـ کما فى حالة ذبح الشاة مثلاً ـ امّا العرف المسامحى فیرى تحققه بتوقف القلب عن النبض و الخفقان والحرکة ومع کل ذلک فلو التفت العرف هذا الى ما یقوله الاطباء علمیاً کما فى المثال الآنف الذکر, فلربّما حکم بحکمهم, فبماذا یتحقق الموت؟

 

 

 

جواب : المیزان فى ترتب احکام الموت زهوق الروح و بقاء الانسان او الحیوان جسداً محضاً, و قد عین فى الروایات لذلک علامات و مجرّد موت القوة العاقلة لایوجب ترتب احکام المیت, واللّه العالم.

 

 

 

سئوال : فى حالة اثبات وفاة المریض طبیاً فهل یجوز اغلاق اجهزة التنّفس الصناعى الّتى توزّع الا وکسیجن فى جثة المتوفى؟

 

 

 

جواب : الموت الطبى لیس ملاکاً وانّما المعتبر الموت العرفى فلایجوز التعجیل فى اماتته, واللّه العالم.

 

 

 

سئوال : هل یجوز للطبیب اجراء عملیّة نقل کلیة من شخص الى آخر, اذا علم بانّ المتبرع قد تقاضى اجراً فى مقابل تبرّعه؟

 

 

 

جواب : اذا جاز للشخص اعطاء کلیته, کما فى صورة الاضطرار, او کون المعطى کافراً, فلابأس, واللّه العالم.

 

 

 

سئوال : فى حالة وجود شخص میت و شخص آخر مریض, یواجه الموت سبب فشل فى احد اعضائه الرئیسیّه مثل القلب فهل یجوز او یجب نقل العضو المطلوب من المیت الى المریض؟

 

 

 

جواب : لایجوز ذلک الاّ اذا کان المیت غیر مسلم, واللّه العالم.

 

 

 

سئوال : فى ایّ سن یجوز للشخص التبرّع باحدى کلیته و هل یجوز لغیر البالغ التبرّع لاحد اقار به بموافقة ولیّ امره؟

 

 

 

جواب : التبرّع فیه اشکالٌ ولا یبعد عدم الجواز مطلقا, واللّه العالم.(4)

 

 

4. آیتاللّه سیدمحسن طباطبائى حکیم(1)

پیوند بعضى از اجزاى بدن میّت به بدن انسان زنده چنان چه ضرورت اقتضا کند, مانعى ندارد.

 

اگر جزئى از اجزاى میته به ظاهر بدن انسان زنده وصل شود, چنان چه حیات در آن دمیده باشد جزء بدن انسان محسوب است و قبل از حلول حیات, چون مضطر است در حمل آن در حال نماز, احکام ضرورت بر آن جارى است.

 

اگر جزئى از حیوان نجس العین را, مانند روده سگ به روده انسان زنده وصل کنند در صورتى که بیمار مضطر به چنین عملى باشد مانعى ندارد.

 

جدا نمودن بعضى از اجزاى بدن مسلمان محتضر (یعنى کسى که در حال جان کندن است) و وصل آن به بدن انسان زنده, حرام است و دیه دارد.

 

اگر کسى وصیت کند که پس از مرگ مثلاً چشم مرا جدا کنید و به دیگرى دهید عمل به وصیت عیبى ندارد, لکن ادعاى موصى له قبول نمى شود, مگر آن که از دعوى او علم حاصل شود.

 

 

5. آیتاللّه خامنه اى

 

 

سئوال : احتراماً معروض مى دارد تعدادى از بیماران به دلیل ضایعات مغزى غیرقابل بازگشت و غیرقابل جبران, فعالیت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى کامل بوده و به تحریکات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعالیت هاى ساقه مغز خود را نیز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحریکات متفاوت نورى و فیزیکى مى باشند. در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بیمار داراى ضربان خودکار قلب بوده که ادامه این ضربان هم موقتى و تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداکثر چند روز مقدور مى باشد. این وضعیت در اصطلاح پزشکى مرگ مغزى نامیده مى شود. از طرفى نجات جان عده دیگرى از بیماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلایان به مرگ مغزى است.

 

با عنایت به این که به طور خلاصه بیماران با مرگ مغزى فاقد تنفس, شعور, احساس و حرکت ارادى مى باشند و هیچ گاه حیات خود را باز نمى یابند, مستدعى است ارشاد فرمایید, آیا در صورت احراز شرایط فوق مى توان از اعضاى بیمار مبتلا به مرگ مغزى براى نجات جان بیماران دیگر استفاده نمود؟

 

 

 

جواب : در فرض سؤال, استفاده از اعضاى بدن موصوف, در صورتى که نجات نفس محترمه اى متوقف بر آن باشد, اشکال ندارد.(5)

 

 

 

سئوال : مستدعى است پاسخ چند سؤال فقهى زیر که در پزشکى مبتلا به مى باشد, مرقوم فرمایید.

 

امواجى که بر روى نوار ثبت مى شود دال بر فعالیت مغز یا قلب مى باشند با توجه به این که مى تواند امواج مغزى وجود نداشته باشد و قلب انسان با کمک دستگاه هاى مصنوعى فعالیت داشته باشد, سؤال این است که:

 

1ـ آیا نداشتن امواج مغزى دال بر مرگ است یا نداشتن امواج قلبى؟

 

2ـ در حالت اغماى بدون برگشت که مغز به طور کلى مرده است و حرکات قلبى, عروقى و تنفسى به کمک دستگاه ها و داروها نگه دارى مى شود, بنابر این که پیوند اعضاى بدن مباح باشد, آیا جدا کردن عضوى مثل قلب از بدن شخص در این حالت براى پیوند به شخص دیگر جایز است؟

 

3ـ آیا جدا کردن عضو در این حالت, جدا کردن عضو از انسان زنده محسوب مى شود یا از بدن مرده؟

 

4ـ چه زمانى احکام میت مانند ارث,وصیت, عده وفات در مورد زوجه و ... بر او جارى مى شود؟ از زمان مرگ مغزى یا از زمان جدا کردن دستگاه هاى مذکور و توقف قلب؟

 

تشخیص مفهوم مرگ هم, مثل سایر موضوعات عرفیه با عرف است نه ملاحظه امواج فوق الذکر, و عرف تا حسّ و حرکتى در شخص باشد او را مرده نمى بیند; بلى جدا کردن عضو از انسان براى پیوند در مورد جواز, تابع صدق میّت نیست و اگر نجات نفس محترمه از مرگ موقوف باشد بر جدا کردن عضو در این حال و پیوند به او و با شرایط معتبره دیگر جایز است, هر چند احکام میّت از ارث و غیره در این حال مترتب نمى شود.(6)

 

 

 

سئوال : بیماران با مرگ مغزى فاقد تنفّس, شعور, احساس و حرکت ارادى هستند, ولى داراى ضربان خودکار قلب موقتى مى باشند, آیا مى توان از اعضاى این بیماران براى نجات جان سایر بیماران استفاده نمود؟ آیا اجازه قبلى بیمار یا اولیاى او شرط است؟

 

 

 

جواب : اگر این کار در مردن او اثر ندارد, با اجازه قبلى خود بیمار یا اولیاى او اشکال ندارد.

 

 

 

سئوال : در صورتى که در اثر وقوع بیمارى لاعلاج و پیش رونده از نظر پزشکان مرگ حتمى قریب باشد, آیا مى توان از اعضاى بدن بیمار نظیر قلب, کلیه و کبد براى پیوند به بیماران و نجات جان آنان استفاده نمود؟

 

 

 

جواب : اگر هنوز نمرده و قطع اعضاى مزبور بر زنده واقع مى شود اشکال دارد; بلى اگر عرفاً مرده به حساب آید با شرایط معتبره مانع ندارد.

 

 

 

سئوال : در صحنه جنگ مسلمانان با کفّار, در صورتى که حیات رزمنده مسلمان متوقف بر پیوند اعضا باشد, آیا مى توان اعضاى میّت غیرمسلمان را قطع و براى پیوند استفاده نمود؟

 

برفرض جواز آیا در این صورت دیه لازم است یا نه؟ و بر عهده بیمار است یا قطع کننده؟ آیا عضو پیوند شده براى نماز اشکال ایجاد نمى کند؟

 

قطع عضو میّت غیرمسلمان و پیوند آن مانع ندارد و دیه ندارد و پس از پیوند به مسلمان حکم عضو مسلمان را پیدا مى کند.

 

 

 

سئوال : بعضى از افراد براى کمک به درمان بیمارانى که نیاز به فرآورده هاى خونى یا اعضاى بدن دارند حاضر مى شوند که خون یا مثلاً کلیه یا چشم خود را بفروشند, این موضوع چه حکمى دارد؟

 

 

 

جواب : اگر براى خود آن ها ضرر لازم المراعات نداشته باشد, مانع ندارد.

 

 

 

سئوال : خرید و فروش اعضا براى پیوند در این که عضو مورد اشاره یک کلیه یا یک چشم باشد فرقى نمى کند؟

 

 

 

جواب : فرقى ندارد, بلى جواز اعطاى کلیه در فرض توقّف حیات مؤمنى بر آن, بى اشکال است.(7)

 

 

 

سئوال : تزریق خون به دستور پزشک از زن به مرد یا بالعکس و یا از کافر به مسلمان چه حکمى دارد؟

 

 

 

جواب : اشکال ندارد.(8)

 

 

 

سئوال : در صورتى که عضو یا اندام بیرونى, مانند دست و پاى فرد غیرهم جنسى را به کسى پیوند زنند آیا لمس آن قسمت توسط فرد اشکال دارد؟

 

 

 

جواب : اگر عضو او شده لمس آن براى او مانع ندارد.(9)

 

 

 

سئوال : شخصى که اجازه تشریح و پیوند اعضاى بدن خود را نداده, آیا بعد از مرگش اولیاى او مى توانند اجازه بدهند؟

 

 

 

جواب : اگر جدا کردن بعضى اعضا از بدن میّت موجب مثله یا هتک میّت نشود مانع ندارد.

 

 

 

سئوال : شخصى که وصیت به تشریح و پیوند اعضاى بدن خود را کرده; آیا بعد از(1) مرگش اولیاى او مى توانند اجازه چنین کارى را ندهند؟

 

 

 

جواب : احتیاط آن است که بدون اجازه عمل نکنند, مگر در موارد ضرورت لازم المراعات.

 

 

6. آیت اللّه سید ابوالقاسم خوئى

 

 

سئوال : کالبد شکافى که در ساعات آخر حیات پس از فوت مغزى, قبل از فوت قلبى, اعضایى از شخص را براى استفاده در علاج احیاء بر مى دارد با توجه به ضرورت علاج احیاء جایز است یا نه؟ و با وصیت قبلى خود شخص چه حکمى دارد؟ لطفاً اشاره اجمالى به دلیل. واین عمل براى کشف جرم با اذن اولیاى میّت جایز است یا نه؟

 

 

 

جواب : اصل عمل کالبد شکافى بدون ضرورت شرعیه جایز نیست و نیز برداشتن عضوى براى علاج زندگان بدون وصیت, ولى با وصیت صاحب جسد در حیات خود به هر مقدار که وصیت به آن واقع شد جایز است و وجه جواز, دفع منافات ناشى از لزوم احترام مسلم میّت آن مانند حیّ است با اذن مستفاد از وصیت.(10)

 

 

 

سئوال : آیا وصیت قبلى مسلمان در زمان حیات در مورد استفاده از بدن او براى تشریح یا استفاده از بعضى اعضاى او مانند کلیه, قلب و چشم اثرى در حکم جواز و رفع دیه دارد یا نه؟ (لطفاً با اشاره اجمالى به دلیل).

 

 

 

جواب : وصیت اثر در جواز و رفع دیه هر دو دارد, زیرا دو حکم نام برده به لحاظ احترام مسلم است و در فرض وصیت ارتکاب خلاف احترام او صورت نگرفته.

 

 

 

سئوال : خرید و فروش اعضاى آدم زنده براى پیوند; مانند یک کلیه و یک چشم و خون چه حکمى دارد؟

 

 

 

جواب : جایز است و مانعى ندارد, ولى اعضاى رئیسه مثل چشم را نمى توان فروخت.

 

 

 

سئوال : در مورد محکومین به اعدام در دادگاه شرع, آیا حاکم شرع مى تواند به لحاظ مصلحت تخفیف کیفر محکوم را موکول به اهداى عضوى براى نجات مسلمانى از مرگ نماید یا نه؟ البته مراد موارد حدود الهى است نه موارد قصاص هاى اشخاص؟

 

 

 

جواب : در صورتى که موجب حدّ آن محکوم به بیّنه ثابت شده قابل اسقاط و اعفا نیست و در صورتى که به اقرار او ثابت شده حاکم شرع مى تواند عفو کند.

 

 

 

سئوال : استفاده از باقیمانده زایمانى, مانند جفت و پرده جنین براى اعمال جراحى دیگران جایز است یا نه؟

 

 

 

جواب : جایز است و مانعى ندارد.

 

 

 

سئوال : آیا جایز است از استخوان هاى مکشوفه در مقابر مسلمین براى تعلیم و تعلّم و احیاناً براى علاج احیا استفاده کرد؟

 

 

 

جواب : مانعى ندارد.(11)

 

q جایز نیست بدن مرده مسلمان را تشریح کرد و اگر تشریح کنند برگردن تشریح کننده دیه لازم مى شود به طورى که تفصیل آن را در کتاب دیات بیان کرده ایم.

 

q جایز است بدن مرده کافر را تشریح کرد به تمام انواع تشریح و همین طور است اگر مرده اى اسلام او مشکوک باشد و فرق نمى کند که تشریح بدن کافر یا مشکوک الاسلام در بلاد اسلامى بوده باشد یا غیر اسلامى.

 

q اگر زنده ماندن یک مسلمانى متوقف باشد بر تشریح بدن مرده مسلمانى, و تشریح بدن غیرمسلمان, و یا مشکوک الاسلام ممکن نباشد و راه دیگرى براى زنده نگه داشتن آن مرد مسلمان نباشد, در این صورت جایز است که بدن مرده مسلمان را تشریح کنند و نسبت به لزوم پرداخت دیه در چنین صورتى در باب دیات ذکر شده است.

 

q جایز نیست بریدن عضوى از اعضاى بدن مرده مسلمان مانند چشم و یا عضو دیگر به منظور پیوند زدن آن عضو به بدن شخص زنده دیگر, و قطع کننده ملزم به پرداخت دیه آن عضو به ورثه مرده مى باشد, ولى چنان چه زنده ماندن فردى مسلمان متوقف بر بریدن عضو بدن مرده مسلمان و پیوند به شخص زنده گردد, جایز است بریدن آن عضو ولى قطع کننده باید دیه آن را بپردازد, و در هر دو صورت پیوند زدن عضو قطع شده به بدن دیگرى اشکال ندارد و پس از پیوند چون جزء بدن شخص زنده مى گردد, احکام بدن زنده بر او جارى است ....

 

و ظاهر این است که جایز باشد شخصى در حال حیات خود وصیت کند که پس از مردن او عضوى از اعضاى او را قطع کنند و به دیگرى پیوند زنند و در این صورت بریدن عضو آن میت دیه ندارد.

 

q اگر شخصى راضى شود که در حال حیات خود عضوى از اعضاى او را بریده و به دیگرى پیوند زنند, چنان چه عضوى که به رضایت خود او بریده مى شود از اعضاى رئیسه باشد که بریدن آن صدمه اى به حیات او مى زند و یا نقص و عیبى در او ایجاد مى کند, بریدن آن عضو جایز نیست و اگر با بریدن آن عضو ضرر و عیبى بر او وارد نمى شود, مانند بریدن مقدارى از پوست و یا گوشت ران که جاى آن روییده مى شود, در این صورت بریدن آن عضو به رضایت خود او جایز است و مى تواند براى بریدن آن عضو مبلغى نیز دریافت کند.

 

q جایز است تبرع کردن خون به بیمارانى که احتیاج به تزریق خون دارند و جایز است گرفتن مبلغى در مقابل دادن خون, ولى در هر دو صورت باید دادن خون براى صاحب آن ضرر جانى نداشته باشد.

 

q جایز است بریدن عضوى از بدن مرده کافر و یا مشکوک الاسلام به منظور پیوند آن به بدن شخص مسلمان و پس از پیوند چون جزء بدن مسلمان مى شود, احکام بدن مسلمان بر او جارى است و همین طور جایز است عضوى از اعضاى بدن حیوان نجس العین را به بدن شخص مسلمان پیوند زد و چون پس از پیوند جزء بدن مسلمان مى گردد احکام بدن مسلمان بر آن عضو جارى است و نماز خواندن با آن عضو نیز جایز است.(12)

نوشته شده توسط سیدمحمدجواد | نظرات [0] | لینک به این مطلب |